محمد حسن سمسار
195
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
« عمر علاء بن حضرمى را از دريانوردى و تجاوز از حد خود منع كرده بود و همچنين ساير امراء را از عبور دريا منع و نهى كرده بود كه از پيغمبر و ابو بكر كه از دريانوردى پرهيز داشتند پيروى كرده باشد « 281 » . » داستان معاويه و حمله او بقبرس نيز در تاريخ اسلام معروف است . در زمان خلافت عمر معاويه بفرماندهى نيروى اسلام در شام منصوب شد . و چون دريافت كه بدون داشتن نيروى دريائى نميتواند بفتح روم نائل گردد . به همين سبب بفكر ايجاد يك نيروى دريائى افتاد . معاويه خود از مردم حجاز بود و مانند ديگر اعراب حجاز از كشتىرانى و كشتىسازى اطلاع نداشت . بناچار دست بسوى ايرانيان ساكن شام دراز كرد . وى در نامهاى بعمر مىنويسد : من از كشتىسازى و دريانوردى بىاطلاع بودم . اما خوشبختانه جمعى از ناخدايان و دريانوردان ايرانى در شام هستند ، كه من از كمك آنها برخوردار شدهام . سپس مىنويسد : پنج نفر از ناخدايان ايرانى كه اينك مسلمان شدهاند ، و بعقيده من از برجستهترين ناخدايان جهان مىباشند . اين پنج نفر در گذشته تا جابلسا ( ايرلند و انگلستان ) مسافرت كردهاند ، و از آنجا هم گذشته بدرياهائى رسدهاند كه در آنجا آفتاب غروب نميكند . حكايات شگفتآورى كه آنها از سرزمين جابلسا و آن درياها تعريف ميكنند شنيدنى است . در اينجا نه فقط عدهاى از ناخدايان ، بلكه جمعى از استادان كشتىساز كه اكنون براى ما كشتى ميسازند ايرانىاند . من در آغاز تصور ميكردم كه ايجاد يك نيروى دريائى كار آسانى است . اما به زودى دانستم كه چنين نيست ، و اگر ناخدايان و استادان كشتىساز ايرانى كه در فنيقيهاند به من كمك نميكردند ، من نمىتوانستم براى اسلام نيروى دريائى ايجاد كنم . چون نيروى دريائى با ساختن كشتى ايجاد نميشود ، بناخدا و جاشو نياز است . شايد بتوان جاشو را تربيت
--> ( 281 ) - الكامل ابن اثير ص 369 ج 2 .